اگه رفتی اگه تنها موندم
کاش همون ادم سابق بودی
منو یادت نمیاد میدونم تا همین جاشم ازت ممنونم
دیگه حتی نفسم در نمیاد کاری جز دعا ازم بر نمیاد
برو خوش باش برو شیرینم
من به اینده تو خوش بینم
برو که الهی خوش بخت بشی مثل من درد جدایی نکشی
نوش جونت همه بی کسیام برو خوشبخت بشی
منو ول کردی با دلواپسیام برو خوشبخت بشی
اگه رفتی اگه تنها موندم برو خوشبخت بشی
اگه تو خاطره هات جا موندم برو خوشبخت بشی
نوش جونم که همش دلتنگم نگران من نباش
اگه گریه داره این اهنگم نگران من نباش
اگه عمرم داره از کف میره نگران من نباش
اگه هر شب نفسم میگیره نگران من نباش
کاش که میشد با دلم میساختی تو همنوز دل منو نشناختی
کاش مثل گذشته عاشق بودی کاش که اون ادم سابق بودی
برو خوش باش برو شیرینم من به اینده تو خوش بینم
برو که الهی خوشبخت بشی مثل من درد جدایی نکشی
نوش جونت همه بی کسیام برو خوشبخت بشی
منو ول کردی با دلواپسیام برو خوشبخت بشی
اگه رفتی اگه تنها موندم برو خوشبخت بشی
اگه تو خاطره هات جا موندم برو خوشبخت بشی
نوش جونم که همش دلتنگم نگران من نباش
اگه گریه داره این اهنگم نگران من نباش
اگه عمرم داره از کف میره نگران من نباش
اگه هر شب نفسم میگیره نگران من نگران من نگران من نباش
سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره
.به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه . . .
.به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت :
سلامتی رفیق بی معرفتی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره
دستمال خیس آرزوهایم را فشردم همین ۴ قطره چکید
به سلامتی پرچم ایران که سه رنگه ، تخم مرغ که دو رنگه ، رفیق که یه رنگه !
قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم !
سلامتی رفیقایی که روز قیامت فقط زمین از دستشون شاکیه !
اونم به خاطر سنگینیه مرامشون . . .
سلامتی رفقایی که میخ نگاهشون ، لاستیک دلمون رو پنچر کرده تا ما بی زاپاس تو جاده رفاقت بمونیم !!!
به سلامتی رفیقایی که سر قرار گوشی هاشون رو سایلنت نمیکنن !
به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کنن !
به سلامتی رفیقی که میاد سر خاکم ، شرمنده نمیتونم برات پاشم ولی بدون خاک پاتم !!!
در پناه آغوشت ( متن عاشقانه )
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم
و هر زمان خوابش را
میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ،
عشق است که من و تو را
نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
هَـمیشه بـآید کَسـی باشد
کـــہ مــَعنی سه نقطههاے انتهاے جملههایَتـــ را بفهمد
هَـمیشه بـآید کسـی باشد
تا بُغضهایتــ را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد
بـآید کسی باشد
کـــہ وقتی صدایَتــ لرزید بفهمد
کـــہ اگر سکوتـــ کردے، بفهمد…
کسی بـآشد
کـــہ اگر بهانهگیـر شدے بفهمد
کسی بـآشد
کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردے برای رفتـن و نبودن
بفهمد به توجّهش احتیآج داری
بفهمد کـــہ درد دارے
کـــہ زندگی درد دارد
بفهمد کـــہ دلت برای چیزهاے کوچکش تنگــ شده استــ
بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زیرِ باران تنگــ شده استــ
همیشه باید کسی باشد
گاه میتوان تمام زندگی رادرآغوش گرفت،فقط کافیست تمام زندگیت یک نفرباشد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به بعضیا تو زندگی باید گُفت.. من چشم میذارم.. تو فقط گُمشو.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یاد گرفتم….دستانم این بار که یخ کرد….دیگر دستانت را نگیرم…چرا که آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنى ترند!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رؤياهايم نيز با من غريبه شده اند ... هروقت سراغشان را ميكيرم خيالى بودنشان را به رخم ميكشند!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خیلی ها مترسک را دوست ندارند چون پرنده ها را می ترسونه اما من دوسش دارم چون تنهایی را درک می کنه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گاهی آدمهای تنها خیلی خوش شانس هستند...... چون کسی رو ندارن که از دست بدن.......
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مصاحبه گر :
ترکش خمپاره پیشونیش رو چاک داده بود روی زمین افتاد و زمزمه میکرد دوربین
رو برداشتم و رفتم بالای سرش داشت اخرین نفساشو میزد ازش پرسیدم این
لحظات اخر چه حرفی برای مردم داری با لبخند گفت:از مردم کشورم میخوام وقتی
برای خط کمپوت میفرستن،عکس روی کمپوت ها رو نکنن گفتم داره ضبط میشه
برادر یه حرف بهتری بگو با همون طنازی گفت...اخه نمیدونی سه بار بهم رب گوجه
افتاده. از خاطرات یک رزمنده
"ב لـــ ــــم"
یــ ــڪ ڪوچــ ــﮧ ے بـــ ــטּ بستـــــ میـــ ــפֿـواهـــב
و یـــ ـڪ باراטּ نــــــم نـــــــم
ڪﮧ ڪمـ ـے باهــ ــم راه بــ ـرویــــ
Ґ
همیـــــטּ
خدآیآ منـــ میدآنم...
ی
بعضی وقت ها سرشار از خجالتِ گفته هاست

✘.. می دانــــی چقــــدر ســـخت اســـت كه مـ❤ــن باغـــم قلـــم بـــردارم
با بغــــض واژه هـــ❤ــــايم را انتخــاب كــنــم
وبا اشــكـــ آن هارا بنــويســـم
وتـــو با خنـــده آن هـــارا بخوانــ❤ـی؟
می دانــ❤ــی ✘..؟؟؟
♥
آتش
آتش ميزنم و
به سوي تو
شليک مي کنم هجوم افکارم را..
پوکه هاي سيگار
يک به يک بر زمين مي افتند.
یادت باشد به خوابم آمدی،
بیدارم کنی بِبوسمت!
چه בرבے בارב !
وقـتـے ...
פـالـم ...
בر واژه هـا هـم نـمے گنجـב …!
خــــــــیلی ســـخــتـــه
نصفه شبــــی بغض گـــــلوتو بگیــــــره و دلتنگــــــش بشـــی
فکــــــــر کنی شایـــــــد مثل قدیمـــا
باز هم یه اس بده گاه و بی گاه و بپرسه خوابی یا بیداری؟.
.
.
ولـــــــی بــاید قبول کنی
اون هیــــــــچوقت برنمیگرده. . .
دلم میخواهد فریاد بزنم بگویم:
من مترسکه خاطرات تو نیستم!
درست مثل دیوانه ای
که اصرار دارد بگوید من دیوانه نیستم
راستی!گفته بودم؟
من دیوانه نیستم .

اگر پشت شمشادها ، گذاشتم مرا ببوسی
آنقدر حس دوست داشتنت قوی بود
که از تمام اعتقاداتم گذشتم
و تو پشت سرم به همه گفتی :
- چقدر هرزه بود ، تنش می خارید .
دیگر با هیچ بره ای دوست نخواهم شد ، همه ی بره ها
روزی گرگ می شوند…

به دنبال ویلچری هستم برای روزگار !
ظاهرا پایی برای راه آمدن با ما ندارد …!

یک بوسه یواشکی …
الان هزار ساعت بوسه علنی هست و
دریغ از یه لحظه عشق …
