رد می کشم،
زرگترین حماقت زندگی می تونه این باشه که به کسی که اشکاتو میبینه و بی اعتنا میره ،
مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام..!
مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــکنــگــاه..
یـــکلبـــــخـنـــد ...
بــه بــازی میـــــگیــــری ..!
مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت، شـــیطنـــت هــــایت..
ودروغ هایـــترا نمــــی فهمــــم ..
مــــــی گویند ســــاده ام..!
اما مــــــــن فـــــقــــــطدوســـتـــــت دارم ...
همیـــــــــن!
و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!
گذاشتــم به دارم بکشنــد!
بــی گنــاه بـــودم اما....
حوصلـــه اثبـــاتش را نـــداشتم...!
بــہ سلامتــﮯ اوטּ כختر پسرﮯ کــہ
هرشب بهمــ اســ ام اســ میــכاכטּ
کہ : اےِ کاش الان پیشم بوכ ےِ
ولےِ هیــچ موقع بهم نرسیــכن...
دلم شور میزنه...
میترسم صبح که از خواب بیدار شدم...
از قاب عکستم رفته باشی...
از تو بعید نیست..
همیشه آخرین سطر برایش مینوشتم
" روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
می نوشتم
" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی "
می نوشتم
در نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز مینویسم
یقینا آمده است
ولی روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم .
خیلی سخته ولی خودم را ترک کرده ام ...
ه سلامتی پسری که بدی های عشقشو میبینه و فراموش میکنه (چون عاشقه)
اما دختره بهش راحت خیانت میکنه و براشم مهم نیست
به سلامتی اون دختری که تو تموم زندگیشی و روت غیرت داره
اونوقت تو میری عروسی 20 تا شماره میدی.
و اون با خودش خوشحاله چون حس میکنه به عشقش تو عروسی خوش میگذره
مرا کجا صدقه کرده ای
که مدام بلای بی تو بودن
به سرم می آید !
مرگ به رسم یادبود با زندگی عکس گرفت
.
.
دیروز رفته که فردا بیاید ، حالا کجاست ؟
.
.
در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم.
.
.
از وقتی شنیدم زندگی چشم به هم زدنی است ، دیگر پلک نمی زنم.
.
به ادامه مطلب مراجعه کنید
.
بلبلی که تارهای صوتی اش را از دست داده بود ، انگشت پایش را داخل دهانش کرده بود و سوت بلبلی می زد.
.
.
سطل زباله در اثر مسمومیت درگذشت.
.
.
کسی نمیتواند دست به “دامن” مردان شود.
.
.
مرگ ، یک پای زندگی است.
.
.
اگر کاریکاتوریست بودم ، فریاد می کشیدم.
.
.
در امواج نگاهش این کشتی دلم بود که غرق شد.
.
.
سمت راستم نشسته بود ، نمی توانست چپ چپ نگاهم کند.
.
.
ماهی چشمم در اشکهایم شنا میکند.
.
.
تنها کشیدنی که اعتیاد نمی آورد ، نفس است.
.
.
ولخرجی های زیاد ، دخلم را درآورد.
.
.
هنگام وزیدن باد های شدید ، چراغ های خاموش هستند که هراسی ندارند.
.
.
ستاره شناسان معمولا آدمهای سر به هوایی هستند.
.
.
گوسفند بیچاره از شدت گرسنگی صبر کرد شاید زیر پایش علف سبز شود.
.
.
قرص ماه در داروخانه پشت دخل نشسته بود.
.
.
خبرهای داغ تو زمستون میچسبه.
.
.
مرگ ، آخر خط نیست ؛ آغاز بی خطی است.
.
.
بین گچ و تخته سیاه ، مسئله تبعیض نژادی حل شده.
.
.
چه امتحان سختیست خیابان ، همه در آن رد میشوند.
.
.
عاشق خربزه ام زیرا مثل هندوانه تخمه هایش را در سلول انفرادی حبس نمی کند.
.
.
نقاش با عصبانیت رو به مدادش کرد و گفت : هرچی “میکشم” از دست توئه.
.
.
من دست به دامان تو بودم ولی تو دست به سرم کردی.
.
.
گفتنی ها را باید گفت چون بیات می شود و از دهن می افتد.
.
.
آدمهای یک دنده سرعتشان کم است !
.
.
بیل بیاورید ؛ می خواهم دل بکنم.
.
.
بالاخره گل مصنوعی نفهمید که بهار به چه درد می خورد.
.
.
هشت به هفت گفت : من روی پاهای خودم ایستاده ام اما تو خیلی سر به هوایی.
عضـــیا هستن که باهاتن ولـــی همیشه با کســـای دیگـــه هم " گـــرم "میگیرن ...
که اگـــه با تو به "بن بســـت" خـــوردن خـــیالشون راحـــت باشه ...
کـــوچـــه بعـــدی یکـــی منتظـــرشـــون هـــست ...
تو قـــانون رفـــاقت به اینا میگـــن ---> لاشـ ـــــــــی

خندیدن، خوب است .
قهقهه، عالی است .
گریستن، آدم را آرام می کند.
امــــــــــــا…
لــــــعنت بر بغــــــــــــض